پیش از برگزاری برنامه ی هفته گذشته روم از طریق وبلاگ شرایط و مقررات برگزاری برنامه ها را در فصل جدید الفبا اعلام کردیم اما با توجه به برخی از اتفاقات در برنامه اخیر روم و دریافت برخی نظرات، لازم دانستم که در یادداشت این هفته چند نکته را برای روشن تر شدن مسئله و در مقام تبیین بهتر ِ تصمیم گرفته شده برای اجرا و مدیریت برنامه ها با شما در میان بگذارم.
همانگونه که بارها گفته و نوشته ام مخاطبان و همراهان این روم همانند مخاطبان و همراهان هر رسانه دیگری، شامل طیفهای گوناگون هستند و به علل و دلایل متفاوت در برنامه های این روم حضور می یابند...
اما این تنوع و تکثر مخاطبان و همراهان اگرچه این وظیفه و مسئولیت را بیشتر به ما تذکر می دهد که با انتخاب موضوعات متنوع و در حوزه های متفاوت دغدغه ها و تمایلات ایشان را در نظر داشته باشیم، اما و هزار اما این مسئله هرگز ما را به این وادی خطرخیز نخواهد کشاند که فقط و تنها فقط به علت جذب چند مخاطب بیشتر از آنچه "می توانیم باشیم" و از آنچه "می خواهیم باشیم" به تمامی چشم بپوشیم و کیفیت برنامه ها را فدای کمیّتی کنیم که در نهایت دلخوش به این شعار عوامفریبانه و ویرانگر باشیم که ؛ ما "آنچه شما می خواهید" هستیم !
هرگز ...!

فضای این روم تحت هیچ شرایط و به هیچ بهانه بدل به جولانگاه توهین و تهمت و تخریب و تحقیر ِ دیگری و دیگران نخواهد شد ... حال این دیگری و دیگران دوستان ما و دشمنان شما باشند و یا دشمنان ما و دوستان شما ...
فضای این روم به این بهانه و علت که بسیاری از کاربران این مسنجر برای شنیدن صدای هموطنان و پر کردن خلاءهای حاصل از تنهایی در غربت در این محیط حضور دارند، بدل به سفره خانه ای سنتی یا کافی شاپی مدرن جهت درد دل کردن و از هر دری سخنی و ... نخواهد شد .
و در همین راستا بازهم تاکید می کنم که جهت حضور و مشارکت در برنامه ها بخش "شرایط و مقررات" را مطالعه و پس از آن است که حضور شما در این روم به مثابه پذیرش آن شرایط از جانب شما بوده است ...
سالها پیش شاهرخ گلستان برنامه ای تهیه کرده بود تحت عنوان "سفره ایرانی – ذائقه فرنگی" که در آن برنامه اهل فرنگ از علائق و تجربیات خود در خوردن و درست کردن غذاهای ایرانی سخن می گفتند ...
طرفه حکایتی بود آنگاه که فی المثل زنی فرانسوی آنچنان با مهارت جزئیات طبخ قرمه سبزی را توضیح می داد یا مردی آلمانی که به گونه ای از لذت به سیخ کشیدن کوبیده سخن می گفت که شنونده ایرانی از فرط لذت حاصل از توصیف غذاهای ایرانی، لهجه و گویش غیر ایرانی طباخان ِ فرنگی را فراموش می کرد !
اینک حکایت "برخی" از مخاطبان فرنگ نشین و جلای وطن کرده ی این روم نیز مرا به گونه ای دیگر به یاد آن برنامه ی شاهرخ گلستان می اندازد ...
مرد و زن ِ فرنگی چند ماه الی چند سال در ایران روزگار گذراندند و ورای آنهمه تالیفات و تصنیفات تاریخی و ادبی و علمی درباره ایران، به مهارتی بی بدیل در طبخ غذاهای ایرانی نیز دست یافتند ، اما و هزار اما ...
"برخی از هموطنان" جلای وطن کرده و رخت به ممالک راقیه کشانده ما پس از بیش از سه دهه زندگی در آن کشورها و در پناه ِ آنگونه نظامات آموزشی و فرهنگی و حقوقی و اجتماعی و ... هنوز آداب ابتدایی حضور در یک محیط اجتماعی را نیاموخته اند و انتظاراتی از اینگونه دارند که هر وقت که از خواب ناز برخاستند و عزم حضور در جمع "هموطنان عزیزتر از جانشان" کردند، در عین حال نیز شیرجه ای آریایی بزنند در آبگیر نه چندان عمیق بحثی که حداقل 2 ساعت پیش از حضور ایشان آغاز شده است !
تصحیح و ترمیم اینگونه عادات و رفتار در جامعه ایرانی نیاز به تمرین و پرداخت هزینه دارد که در هر دو مورد "ما" هزینه های این تمرین ضروری را به جان خریده و آرزوی صبوری و استقامت و بردباری بیشتر برای خود و همراهانمان در این مسیر سرشار از مصائب داریم ...
به هر روی باید گذر کرد از فرهنگ ِ برقع بر چهره و بیکینی به تن داشتن و استیک را با ماست و خیار و سوشی را با دوغ آبعلی میل کردن !
الفبا
موریانه نقد و عصای سلیمان اصلاح طلبی...ما را در سایت موریانه نقد و عصای سلیمان اصلاح طلبی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 26