موریانه نقد و عصای سلیمان اصلاح طلبی

خرید بک لینک

در هفته های اخیر و مشخصا در فضای پسا انتخابات ریاست جمهوری، نکته ای را بارها و بارها شنیده و خوانده ام که همین نکته نیز بارها در خلال بحث دو هفته پیش از این در روم، یعنی بحث سالگرد دوم خرداد از جانب برخی از همراهان روم مطرح شد و من در ادامه می کوشم در نهایت اختصار مطلبی را درباره این نکته با شما در میان بگذارم.

آن نکته ی مطروحه از این قرار بود که ؛ " جامعه ایران پس از دوم خرداد 76 تاکنون بواسطه ی جنبش اصلاح طلبی به پیشرفتها و دستاوردهای مثبت فراوانی خصوصا در حوزه سیاسی دست یافته است و این پیشرفتها و دستاوردهای مثبت به علت وجود و ادامه همان جنبش اصلاح طلبی بوده است".

به باور ِ راقم این سطور، این ادعا نه تنها بهره ای از واقعیت و حقیقت ندارد بلکه ملفوف به مغالطه ای آشکار است.

اما چرا و چگونه ؟

نیازی نیست که دست به دامن ِ نظام ِ اعتقادی مبتنی بر ماتریالیسم تاریخی و توابع ِ ناگزیر آن باشیم، بلکه در سوی دیگر ماجرا می توان با رصد دقیق تحولات سیساسی – اجتماعی در بستر تاریخی خود و بررسی چگونگی سیر این تحولات خصوصا در عرصه سیاست به دریافتی از چونی و چگونگی ِ شرایط سیاسی ِ کشور در "نقطه ی حال" و ارزیابی نسبت و تناسب آن با سیر رویدادهای پیشینی رسید و پس از آن اگرچه نه بصورت کاملا نقطه به نقطه و مشخص، بلکه در محدوده ی تخمین و مقیاس به درک و دریافتی نسبت به رویدادهای آتی در همین فضای سیاسی دست یافت .

به بیانی دیگر ؛ اگر برای نمونه در خرداد 1376 در ایران رخدادی سیاسی نقاب از رخ برمی کشد، ما حداقل با دو مولفه ی "زمانی" و "مکانی" مواجه ایم که از آنها می توانیم در مسیر رصد ِ رویدادهای تالی و آتی بهره بجوییم ... آن مولفه ی زمانی ؛ "خرداد 76" و آن مولفه ی مکانی ؛ "ایران" است و همین حداقل داده ها کافی ست تا سدی شود در برابر درافتادن هر ناظر ِ اهل ِ نظر در هاویه ی مقایسه ایران ِ سال ِ 1376 با کره شمالی ِ سال 2017 یا عربستان ِ سال 1960 یا ...

بر این اساس ؛ آن مدعای مذکور از آن جهت یکسره بر خطاست که بر عدم التفات به دو گزاره ی بسیار مهم استوار است ؛

1: عدم توجه به ایران ِ زمانی - مکانی (ایران ِ تاریخی)

2: عدم درک نسبت و تناسب دستاوردهای یک جنبش سیاسی با هزینه های متحمل شده در یک محدوده ی زمانی

جنبش اصلاح طلبی دوم خردادی بدون تردید امروز از لحاظ دستاوردها در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی ایران، اگرچه از لحاظ زمانی در 20 سال پس از آن زمان،اما در مکانی پیش از دوم خرداد 76 قرار دارد ...

نشان و نشانه ی این نکته ی واضح نیز همین بس که با در نظر داشتن آن حجم از "هزینه ها" که باورمندان و فعالان در حوزه ی آن جنبش سیاسی متحمل شده و پرداخت کرده اند، از جمله ؛ محبوسین و مجروحین و مطرودین و مغبوضین و مهجورین و محصورین و ... امروز همان جنبش اگرچه در جوار ِ برآمدگانی از جناح مقابل از جمله هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و ناطق نوری و علی لاریجانی و ... قرار گرفته اما علیرغم این دگردیسی ِ دامنه گستر، از اوج ِ ابتدایی ِ سیدمحمد خاتمی و شیخ مهدی کروبی به حضیض ِ کنونی اسحاق جهانگیری رسیده است ! ( این تنها یک نمونه ی بارز است و از ذکر نمونه های دیگر از جمله ؛ بررسی وضعیت نیروهای اصلاح طلب در پارلمان(نه تنها از لحاظ کمیت بلکه کیفیت)، تعداد رسانه های اصلاح طلب، کمیت و کیفیت احزاب اصلاح طلب و ... چشم می پوشیم).

البته با کسانی که این سقوط و هبوط را علیرغم تمامی مصائب هنوز از جهت ِ وجود نام و نشانی در ظاهر از اصلاحات مغتنم می شمارند، می توانیم تا حدودی همراهی نماییم اما ادعای پیشرفت و تکرار حماسه ی دوم خرداد و ... یا بر اساس شوخ طبعی مطرح می شود و یا از باب ِ دور کردن موریانه های نقد از عصای سلیمان ِ اصلاح طلبی دوم خردادی !

اما همانگونه که اشاره کردم علاوه بر عدم صحت این مدعا، مغالطه ای آشکار نیز در این میان وجود دارد که توجه به آن بسیار راهگشا خواهد بود در وادی فهم و درک اصل ماجرا ...

در این مدعا اصل بر این است که پیشرفتهای فراوان در عرصه سیاسی – اجتماعی – فرهنگی در 20 سال اخیر به علت وجود و ادامه ی جنبش اصلاح طلبی دوم خردادی بوده است ...

از این نکته فعلا چشم بپوشیم که وجود این "پیشرفتهای فراوان" چگونه بصورت پیش فرض اثبات و به یکی از ارکان این مدعا بدل شده اند ... اما و هزار اما ...

حتی اگر این فرض را بپذیریم که شاهد این پیشرفتهای فراوان در عرصه های مذکور بوده ایم، این پیشرفتها – چه بسیار و چه اندک – نه تنها به علت وجود و ادامه جنبش اصلاح طلبی دوم خردادی نبوده، بلکه ماجرا بصورت کاملا برعکس صادق است، از این قرار که ؛

ایجاد و ادامه اصلاح طلبی دوم خردادی اصلا و اساسا معلول ِ پیشرفتهای جامعه ایرانی در حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بوده است .

به دیگر بیان ؛ نه تنها پیشرفتهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی دو دهه اخیر به علت ِ وجود اصلاح طلبی دوم خردادی نبوده، بلکه اصل و اساس آن جنبش سیاسی بواسطه ی پیشرفتهای( اندک اما محسوس) جامعه ایران در آن حوزه ها بنا نهاده شد ...

این مغالطه بر سبیل ِ مثال مانند آن مدعای فراوان تکرار شده است که ؛ عده ای بر این باورند که "ایجاد و بسط ِ فلسفه در تاریخ ایران به علت وجود و ادامه اسلام بوده است، چرا که تا پیش از ورود اسلام به ایران، در ایران خبری از رونق فلسفه نبوده است" ...

اینگونه مدعیان را به باور من کاملا می توان در جوار آنگونه مدعیان ِ اصلاح طلب نشاند و هر دو را از این باب به وادی نقد کشاند که یکسویه نگری و کژاندیشی های ایدئولوژیک و سیاسی باعث شده که این جماعت فراموش کنند ؛ سیر تحول و تکامل بشر را در بسترهای مشخص تاریخی و لزوم تثبیت اینگونه مدعیات بر اساس ِ ارائه دلایل و ترسیم ِ مختصات ِ تاریخی – معرفتی ِ مشخص و معنادار ...

شرایط ِ تاریخی – معرفتی ِ ایران ِ پس از فروپاشی سلسله ساسانی به همان نسبت همچون بادیه نشینان حجاز نبود که شرایط ِ تاریخی – معرفتی ِ ایران ِ پس از دوم خرداد 76 همچون رعایای کیم جون ایل در کره شمالی ...

بنابراین حب و بغض های سیاسی و پیوستگی ها و گسستگی های ایدئولوژیک نباید دیده ی تامل و تعقل و تدبّر را تا آن اندازه فرو ببندد که از یک سو پیشرفتهای فراوان معرفتی – علمی و تکنولوژیک بشر را در دهه های اخیر فراموش کنیم و از دیگر سو جایگاه حقیقی ِ جامعه ایران را از لحاظ پیشتوانه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در میانه ی دهه 70 خورشیدی ...

اگر جز این باشد به راحتی و بر اساس معیارها و توابع ِ همان مدعای مذکور از جانب اصلاح طلبان می توانیم تولید بسیاری از درخشانترین آثار هنری تاریخ بشر را در شوروی ِ میانه قرن بیستم، به راحتی محصول ایجاد و ادامه ی حکومت استالین و رئالیسم ِ سوسیالیستی ِ ژدانف دانست ! و البته در ایران نیز تولید فیلمهایی چون "جدایی نادر از سیمین" را محصول سیاستهای فرهنگی دولت احمدی نژاد ...

الفبا


موریانه نقد و عصای سلیمان اصلاح طلبی...

ما را در سایت موریانه نقد و عصای سلیمان اصلاح طلبی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 14:25

صفحه بندی